یاقوت خود در ذیلدرگزین که از آن به «درکزین» یاد می کند؛ می نویسد:«یکی از مردم درکزین را دیده احوال آن منطقه را پرسیدم او گفت: از بخشهای همدان میان آنجا و زنجان است و از روستای « المر » است که آن را با « رای پایانین بی عین » تلفظ می کرد » هم چنین در ذیل « درکجین » می نویسد: «گمان نمی کنم غیر از « درگزین » باشد »

پس از آن کسی که از درگزین یاد نموده؛شاعر بزرگ  خاقانی شروانی ( م 595 ق ) است که در رباعی زیبایی اینچنین سروده است:

خاقانی از عراق سوی درگزین گذشت               هرچند دردل آرزوی درگزین گذشت نداشت

با صد هزار دّر دری بردرش رسید                   افسوس درگزین که کسی درگزین گذشت نداشت »

آنگاه نجم الدین قمی (م 584 ق) درشرح وزارت درگزینیان می نویسد:«درگزین آشیانه وزارت و چمن سرو روان سروران ملک شد . چون در وزارت از درگزین می گزیدند . آن بقعه  درگزین می بایست خواندن نه  درگزین . مدتی کار مردم آن ناحیت ، شگرف و ژرف بود ، وزراء سهیل بودند ودرگزین یمن» همانطور که ذکر شد ، درگزین جزء ناحیه « اعلم » همدان بود ، ابن فقیه این ناحیه را « الاحمر» ثبت کرده است یاقوت می گوید:«ولایت بزرگی است که بین همدان و زنجان قرار قرارگرفته که بزرگترین دیه آن درگزین می باشد»

در ناحیه اعلم ، غیر ازدرگزین ، قراء مهمی نیز وجود داشتند چون « قومسان » ، « انبط » ، « انس آباد » ، « رایان »(راعان ، روعان ) ، « کلکبود » ، « قهج » وغیره که علمای بزرگی ازآ نجا برخاسته اند و ذکر آن خواهد رفت .

درگزین درسال 618 که مغول وارد همدان شد به همراه سایر شهرها با خاک یکسان شد وتا مدتها سربرنیاورد ، تااینکه ذکر آن دراواخردوره ایلخانان می آید.عالم بزرگی چون شیخ شرف الدین درگزینی(743ق)مصاحب علاءالدوله سمنانی(م734ق)ومولانا عضدالدین ایجی ( م 756 ق ) واستادمیر سید علی همدانی معروف ( م 786 ق )نشان بیداری درگزین است

ازسال 740 که  قلعه درگزین مرمت و بازسازی می شود تا اواخردوره صفویان به عنوان یک  قرارگاه نظامی مورداستفاده  قرار می گیرد. در سال 920 که شاه اسماعیل صفوی درنبرد چالدران ازعثمانی ها شکست می خورد « به درجزین عقب نشینی می کند »در زمان شاه طهماسب ، سلطان سلیمان قانونی طی تهاجما تی که به ایران می کند تا حدود درجزین پیش می آید واز همین زمان (955 ق ) عثمانی ها ، «همدان و درگزین را « ثغر » خود می نا مید ند».

اولیاء چلبی سفرنامه نویس که به سال (1065 ق ) به همدان می آید ، درگزین و قلعه آن را اینچنین توصیف می کنند : «دهی کوچک با عمارات یزدگردی ( طبق رساله ی کهن پهلوی « شهرستان های ایران »بنای درگزین را به  یزگرد اول ساسانی نسبت می دهند ) شکل قلعه ی آن پنج ضلعی است وبا آنکه ابعاد سنگهای آن بزرگ می نماید اما از قلعه ی همدان کوچکتراست برروی هم پنج برج و بارو و سه دروازه دارد که به دروازه ی همدان و بغداد متصل می شود . خندقی دایره سان پیرامون قلعه را گرفته ، ربا ط بیرونی آنجا هم از چهار طرف محصور با خندق است اما درون قلعه ، پنج مدرسه ، ده مکتب ، چهارگرمابه ، یک کاروانسرا ، چارباغ ، بوستان و دکان هست ... باغچه کاری ، حبوبات و غلات در آنجا فراوان و ارزان می باشد ، زیرا مردم درجزین و نواحی آن جملگی زارع و صاحب کشت و کارند»

بعد از سقوط صفویان  و بروز فتنه افاغنه درگزینیان به یاری آنان می شتابند. ولی بعد ازمدتی شاه طهماسب ثانی در راه خود به طرف همدان «  آنان را تنبیه کرد ...قلعه ی آنان را منهدم ... و بقیه را منقاد ساخت»  شاه در نبرد با عثمانی ها شکست می خورد ، احمد پاشاطی نامه ای خواهان  صلحی می شود که از «  حدود درجزین تا سر حد بغداد در تصرف بندگان آل عثمان باشد»  و چون خبر به «  نادر » می رسد برای  پس گرفتن  متصرفا ت  عثمانی حرکت می کند که  در تاریخ  ثبت است .

در اوایل  دوره معاصر زین العابدین شیروا نی ( م 1253 ق ) در سفرنامه  ی خود  درگزین را چنین توصیف می کند :

«قصبه ای است دلنشین ازتوابع همدان ، در قدیم شهری بود ، که به مرور ایام رو به خرابی نهاده ، اکنون قرب هزارخانه در اوست وچند قریه مضا فا ت دارد . با غاتش فراوان ، غلا تش ارزان ، در زمین هموار واقع شده و اطرافش واسع است

آب از کاریز گوارا و مردمش ترک و از طایفه  قراگوزلو ، همگی شیعی مذهبند ..»