یادی از محله ها و منازل روستایی بهکندان قسمت دوم

منزل بعدی مرحوم احمد فریدونی که در مراسم تعزیه با اون میزقان(قره نی) مشهور خود زیبایی و هیجان مراسم تعزیه را دوچندان می نمود؛یادش بخیر، میزقانش چه شور و نوایی در دلها می انداخت. بچه که بودم ؛چهره صمیمی وی با زن مرحومش کوثر و شوخی هایش برای من لذت بخش بود. مرحوم احمد آدم بسیار زحمتکش حلال خور و مومن بود.می گویند اصلا نماز و روزه بخدا بدهکار نبود. باهرکس با هرسن و سال هم صحبت می شد. خوش خو و مهربان بود. از بچگی علاقه شدید به نی زنی داشت. نی زن حرفه ای بدون آموزش بوده و مهارت خدا دادی داشته است.

ادامه نوشته

یادی از محله ها و منازل روستایی  بهکندان(دهه های شصت وهفتاد)

بچه که بودم هروقت به بهکندان فکر می کردم همیشه یاد سبزه و چمن وزیبایی و سرسبزی می افتادم.واقعاً هم سر سبز و دیدنی بود و هست و خواهد بود. چه خاطره ها و بازی ها که با دوستان خود در طبیعت و مناظر زیبای روستای بهکندان داشتیم.یادش بخیر..

   در این مجال میخواهم یادی بکنم از کوچه ها و منازل هم روستاییان خودم که مثل عکس و فیلم در ذهنم نقش بسته و این یاد نامه کوچه های زبیای خودم را برای یادگاری در دفتر ذهن بچه های هم سن وسال  خودم و دیگرانی که بعد از ما می آیند؛می نویسم. باشد تا اندکی از خاطرات آن سالها در ذهن پر خاطره هم روستاییان زحمت کش و عزیزم ماندگار شده و تداعی گر خاطرات آنان گردد.

ادامه نوشته