القاب عوامانه

در روستاهای منطقه درگزین علاوه بر نام رسمی افراد القاب و عناوین خاصی هم برای افراد به کار می برند . این القاب و عناوین از نام حیوانات گرفته تا اسامی وصفات وخصوصیات اخلاقی ورفتاری هرشخص را در بر می گیرد . به طوری که اهالی روستا بیشتر برای معرفی یا اشاره افراد به دیگران از این القاب و عناوین استفاده می کنند . یکی از اهالی روستایی علی نام داشت و از روستای دیگری به این روستا آمده بود و ساکن شده بود . می گفت که من وقتی به این روستا آمدم ، دیدم برای همه افراد روستا القاب و عناوینی خاص به کار می برند و حتما برای من هم از این القاب خاص استفاده خواهند کرد . خودش پیشقدم شده بود و برای خود لقبی انتخاب کرده بود به نام « علی غریب » و اهالی روستا هم علی را با لقب علی غریب می شناختند .اون موقع روستائیان در به کار بردن عناوینی همچون مشهدی و کربلائی و حاجی بسیار جدی و حساس هستند . مثلا یکی از اهالی روستاهای اطراف بعد از مشاهده نام پدر خود در اعلامیه ترحیم می گفت که نام پدر من را لخت نوشته اند. ازشون پرسیدیم که نام که لخت و غیر لخت نداره  ، گفت که باید کربلایش را هم می نوشتند..!

ادامه نوشته

شعر عامیانه

آق داشلار یولَه دوشدو

چَرقَدیم سُویا دوشدو

اَگیلدیم گتیر ماقا،

بیردسته ایلان چیخده،

ایلانو وُردوم یِره ،

یِر مَنه  شراب ورده،

شرابو وردیم خانا،

خان اوزونو پیچاقلادو،

مننه قیزین  قوجاقلادوم...!

ترجمه:

سنگ های سفید به راه افتادند،

وچارقد من به آب افتاد،

خم شدم که بردارم،

یک دسته مار بیرون آمد ،

مارهارابه زمین زدم،

زمین به من شراب داد،

شراب را به خان دادم ،

خان( شراب راخورد) خودرا کُشت،

ومن دخترش را درآغوش کشیدم.